ققنوس
سلام... اولین باره که خاله شدم اونم ازنوع بزرگ خلاصه اینکه بعد از این فلسفه پردازیها می توان گفت به شیرینی قند منِ من - چی شده؟ من - نمی دونم. می خوای کلیشه ایی بگم به خاطر آلودگی هواست من - چرا فکر می کنی باید چیزی شده باشه. چون مثل قدیما نیستی. مگه قدیما چطور بودم؟ مرتب وبلاگت رو می نوشتی. آره درسته. تقریبا هر هفته می نوشتم. اما اونها از سر وظیفه نبود. همه اش جوشش بود. بی آنکه ذره ای نیاز به کوشش داشته باشد. من از زندگی می نوشتم خب حالا چی شده که اینجوری شدی؟ انرژی سابق رو ندارم، یه سری چیزها خیلی اذیتم می کنه ..... اون انرژی ها خودشون می اومدند یا تو پیداشون می کردی؟ نه غالبا من پیداشون می کردم. گاهی وقتها هم خودشون از در و دیوار سرایزر می شدن. خب الان دیگه نیستن؟ چرا هنوز هم هست.اما خیلی کمرنگ از نوعی دیگه مثلا؟ مثلا تازگیها آلبوم باور از پیام مقامی دستم رسیده خییییییییییییلی گوش می دم. جون می ده واسه تنهایی گوش دادن و باهاش هماوا شدن. خیلی از شعراش هموناییه که اغلب اوقات ورد ذهن و زبانم بوده. دیگه چی؟ چه چیز دیگه ای حالی به حالی می کنه؟ مثلا بارون و هوای پاک حالمو خوب می کرد. همین دو ماه پیش که چند روز پشت هم بارون اومد. حس خیلی قشنگی بود. خیییییییییییییییلی خییییییییییییییییلی زیاد. فکر نمی کنی این خیلی رمانتیک باشه؟ اگه منظورت از خیلی، خیییییییییییییییییییییییلیه، نه اصلا اینجوری نگاه نمی کنم. تازه فرض کنیم که باشه. حالا کی گفته رمانتیک بودن یه کمش خوبه و دو کمش بده؟ من اصلا دوست ندارم توی فضای خصوصی هم عرفی بشم. همینقدر که به جامعه اجازه داده ام تا این اندازه واسه ام حد و حدود تعیین کنه ، خیییییییییلی لطف کرده ام! باشه. بگذریم. خب دیگه چی؟ دیگه چی حس و حالت رو عوض کرده تازگیا؟ هیچی. همونایی بود که گفتم. راستی چرا. تا 10 دی احتمالا خواهرم فارغ می شه و منتظرم حس خاله شدن رو با در آغوش گرفتن بچه اش حس کنم. در پایان؟ ممنون که همراهم بودید خدا یا شکرت, هزاران بار شکرت ................ امروز چه حس خوبیه ..... یک روز بارانی زیبا..... اول ذی الحجه ......... سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) و ما..... سلام با کلی تاخیر امروز عکسهای تولد, سفر مشهد و داماد کوچولو رو می زارم عکسهای تولد سفر مشهد کافی شاپ هتل(عکسهایی که اخم کرده برای بعد از سفارشه که دائم از من می پرسید پس چرا برام بستنی نمی آرن؟) شبی دیگر در اتاق هتل(از زمانی که سفارش چای داده تا زمانی که چای رو خورده و خوابیده) عکسهای گل پسر 
خوبین؟؟
3روز قبل خاله شدم(14 دی 1390 ساعت 16:40)
اولین خواهرزاده









| Design By : Mihantheme |


