سلام به همه دوستان گلم لبخند

حالتون چطوره خوبید؟ خوش می گذره انشاالله؟ 

بعد از تعطیلات به خونه های همه سر زدم خدا رو شکر تعطیلات رو به خوبی و خوشی پشت سر گذاشتید ما هم توی این تعطیلات خوردیم و خوابیدم چند باری که برای گشت و گذار بیرون رفتیم اینقدر شلوغ بود که سریع برگشتیم خونه و توی خونه حسابی به خودمون خوش گذروندیم.

دیروز هم وقت دکتر داشتم آزمایش رو بهش نشون دادم گفت خوبه ولی باید کمی مراقبت کنی و چیزهای شیرین نخوری. وای نمی دونید من از ماه دوم تا هفتم هر ماه 1 کیلو وزنم اضافه شده بود یعنی سر جمع 6 کیلو ولی از وقتی وارد ماه هشت شدم هر هفته نیم کیلو به وزنم اضافه می شه  دکترم می گه خوب و طبیعیه ولی من خودم احساس می کنم زیاده ولی خب شده دیگه خجالتچشمک

راجع به بیمارستان هم باهاش صحبت کردم گفت هم می تونی بیای سوم شعبان هم حضرت زینب، از یکی دو نفر پرسیدم گفتند بیمارستانهای خوب و تمیزیه کسی اطلاعاتی داره بهم بده؟سوال

نامه ای رو هم که باید به اداره بدم رو هم گرفتم مرخصی استعلاجی رو از اول مرداد نوشته البته سر همین هم کلی صحبت کردیم و بهم خندیده:

من: خانم دکتر می شه نامه مرخصی استعلاجی اداره رو بهم بدید که به واحد اداری بدم تا برای نیروی جایگزین فکری بکنن؟

خانم دکتر: الان زود نیست؟ خب باشه می نویسم از کی می خوای بری مرخصی؟

من: گفتم آخرین سونو گفته تاریخ زایمان 12 مرداد پس شما از همون 12 بنویسید من از 2 تا 8 مرداد رو که بینش هم تعطیلی هست مرخصی استحقاقی می گیرم.

خانم دکتر:تعجبخندهخنده

من: چی شده؟خجالت

خانم دکتر: خوشم می آد روت خیلی زیاده! توی این گرما می خوای تا آخرش بری؟ می تونی؟ من گفتم الان می گه از اول تیر برام بنویس!

من: خب تا اونجایی که بتونم می رم تا از اون طرف بتونم بیشتر پیش گل پسر بمونم. ولی خب شما پیشنهادتون از کیه؟

خانم دکتر: بگو ببینم تو می خوای چطوری زایمان کنی؟

من: خب اگه شرایطم خوب باشه و مشکلی پیش نیاد طبیعی

خانم دکترخوبه!مژه نمی ترسی؟ خب با این حساب شما باید 10 روز زودتر از تاریخ سونو رو در نظر بگیری. پس من از اول مرداد برات می نویسم خوبه؟

من: بله ممنون همون جا تقویم درآوردم نگاه کردم دیدم اول مرداد وسط هفته است و چهارشنبه هفته قبل تر هم تعطیله .

خلاصه قرار شد انشالله من تا 25 تیر برم سر کار و 29 تا 31 تیر رو مرخصی استحقاقی بگیرم.

خدا کنه با این ادعایی که کردم بتونم تا آخرش برم چشمک