سلام به دوستان

وای چقدر از این خونه دور بودم، خیلی مطلب و عکس دارم ولی نمی دونم چطوری بنویسم،من از زمان مدرسه هم انشام خوب نبود،بلد نیستم جمله ها رو قشنگ کنار هم بزارم و یه متن زیبا بنویسم.

 

محمد حسینم الان 4تا دندون داری که دو تا دیگه از دندونها توی راه هستند و کم کم دارن لثه ات رو شکاف می دن و می آن بیرون. حسابی هم منو گاز گازی می کنی، یه وقتهایی اینقدر دردم می گیره که دعوات می کنم.می دونم لثه ات درد می کنه و دوست داری چیزی و گاز بگیری تا اون آروم بشه ولی انگار هیچ چیزی جز بدن من  آرومت نمی کنه چون هر چی دستت می دم پرت می کنی و دوباره می آی سراغ من.امسال کادوی روز مادر من از طرف محمد حسین هم یه گاز گنده از صورتم بود.

 

تربچه من چهار روز دیگه 11 ماهگی ات تمام می شه و وارد ماه 12 می شی، ماشاا... حسابی بزرگ شدی،چهره ات نسبت به ماه قبل هم تغییر کرده، از همین الان بلدی نسبت به یکسری از کارها چطوری سیاست به خرج بدی تا بهش برسی،خیلی دوستت دارم.

 

وروجکم نمی دونم چرا از نشستن توی روروئک خوشت نمی آد ولی یاد گرفتی از اون بعنوان پله ای برای بالا  رفتن و رسیدن به میز  و رفتن روی مبل و دست های اون و در آخر روشن کردن کلید برق استفاده می کنی.

 

حالا چند تا عکس

 عکسها حذف شد

 

 

 

 

نمی خوام خیلی طولانی بشه، پس فعلا