ذهن مشغولی های من

سلام

در ادامه

خونه ای که خریدیم تقریبا حالت پیش خریده و قراره 25 فروردین بهمون تحویل بده

کلی هزینه های خرد و ریز داره هر روز هم قیمت ها سیر صعودی داره

تصمیم گرفتم برای این خونه یخچالم رو هم عوض کنم یه دلیلش این بود که مشکل دار شده بود اما برای خرید این یخچال هم کلی ماجرا داشتیم

اون بنده خدایی که خونه رو از ما خریده اول اسفند به ما اعلام کرد که باید برای خونه مستاجر بیارم خودم نمی تونم بیام بشینم توی ماه اسفند هم مستاجر پیدا نمی شه قراره تحویل این خونه هم 25 فروردینه انشالله تا اون موقع همه چیزها درست میشه

امسال برای تمیز کردن خونه دست و دلم به کار نمی ره البته پرده ها و دیوارها رو شستم اما خرد و ریز ها هنوز مونده

برای تعطیلات عید91 ماشین نداریم نمی دونم برای سفر به تکاب آقای همسر قبول می کنه با اتوبوس بریم یا نه؟ البته بابام بنده خدا کلی اصرار داره بیاید با ماشین من برید اما من اصلا خوشم نمی آد ماشین امانت بگیرم مسئولیتش خیلی سنگینه حتی اگر پدرم باشه

لیست اونهایی که هر سال بهشون عیدی می دیم رو درآوردم و همه رو

توی پاکت آماده گذاشتم.

 

عیدی برای محمد حسین استیکر مک کویین خریدیم برای ترئین اتاقش کلی ذوق داره

روزگار غریبی است نازنین:

چند روز پیش مساله ای پیش اومد اون هم اینکه آقای همسر به یه بنده خدایی لب تاپ فروخته و ازش کارت بانکی شو گرفته که با دستگاه POS کارت بکشه اما اشتباهی به جای 990 هزار تومان 99 هزار تومان کشید بعد از 24 ساعت این موضوع رو فهمید هر بار که به اون بنده خدا زنگ زد دو روز آقای همسر رو سرکار گذاشت و بعد گفت نه من مابقی رو پول نقد به شما دادم در صورتی که اینطور نبود آقای همسر هم چون توی مغازه دوربین نصب نشده و شاهدی هم نداره مجبور شد به صاحب مغازه 900 هزار تومان خسارت بده

اما

زندگی آرام است ، مثل آرامش یک خواب بلند . زندگی شیرین است ، مثل شیرینی یک روز قشنگ . زندگی رویایی است ، مثل رویای یک کودک ناز . زندگی زیبایی است ، مثل زیبایی یک غنچه باز . زندگی تک تک این ساعتهاست ، زندگی چرخش این عقربه هاست . زندگی راز دل مادر من ، زندگی پینه دست پدر است . زندگی مثل زمان در گذرست

 

می دانم که هستی ام هستی و می دانم که ناظری بر همه ی عالم ،

ای حضور غائب پس دستگیرم باش ؛

در این تاریکی های زمان از سیاهی و نخوت برهانم ؛ وبه سوی

طلوع ایمان راهنمایم باش . بگذار تا در چشمه ی رحمتت تن فانی ام

را بشویم وکبر وخودپسندی را از خود دورسازم .

نمی خواهم در گردونه زمان ، همچون گوی حقیری باشم که به هرسو

می غلتد و به هر خفتی تن می دهد ؛

می خواهم آن باشم که تو می خواهی ،

پس معبودم دستگیرم باش !

 

 

خدایا سپاسگزارم

/ 0 نظر / 18 بازدید