آغاز 4 ماهگی

سلام

از آخرین باری که اومدم به این خونه خیلی زمان ازش می گذره.توی این مدت خونه رو ریختم به هم و همه جا رو تمیز کردم. ولی این تمیز کردن حسابی اعصابم رو بهم ریخت. تصمیم گرفتم فرشها رو بدم قالیشویی پارسال که فرشها رو دادم قالیشویی تا کرده برام آوردن و خیلی طول کشید تا خط تای وسط فرش از بین بره. امسال تصمیم گرفتم بدم قالیشویی گل ابریشم که خیلی تبلیغ می کرد که لول می بره و لول می آره زنگ زدم مدت زمان تحویل رو پرسیدم گفتن 5 روز کاری. من هم پنج شنبه 2 آبان فرشها رو دادم تا چهارشنبه هقته بعد برام بیارن. اما 5 روز اینها شد 12 روز و اینها 12 آبان فرشها آوردن توی این مدت اینقدر حرص خوردم که نگو. حسابی هم از این ور و اون ور حرف شنیدم که بهم می گفتن گول این تبلیغ ها رو نخور ولی خب این هم تجربه ای بود. بنده های خدا مامانم اینها توی این مدت همش خونه اونها بودیم. محمد حسین صبحها ساعت 8 زنگش می خوردو بیدار می شد و شروع می کردبه آواز خوندن اینقدر سر و صدا می کرد تا مامان اینها بیدار بشن وقتی اونها رو بیدار می کرد خودش دوباره می خوابید.

 

الان دو سه روزه آقای همسر سرما خورده این دو سه روزه کار من شده آب میوه بگیرم ، اسپند دود کنم، سوپ درست کنم تا زودتر خوب بشه که یه وقت خدای نکرده محمد حسین سرما نخوره. ولی امروز صبح که بیدار شدم دیدم گلوی خودم حسابی می سوزه حالا دارم همه اون کارها رو برای خودم هم انجام می دم و از صبح به صورتم ماسک زدم تا یه وقت خدای نکرده محمد حسین سرما نخوره.

 

محمد حسین دو هفته است که وارد ماه چهارم زندگی اش شده ولی من احساس می کنم از اون موقع تا حالا رفتارهاش خیلی تغییر کرده:

·        بیشتر غان و غون می کنه

·        آواز می خونه

·        لبه تشک و رو اندازه خوش توی دستش می گیره

  • حسابی لگد پرونی می کنه
  • وقتی به پهلو می خوابونم سعی می کنه به همون سمت بچرخه.
  • پاهاشون می آره بالا و بعد محکم می زنه زمین
  • بیشتر از قبل دوست داره باهاش بازی کنم و حرف بزنم
  • بیشتر از قبل بهانه گیری می کنه
  • دقیقاً نمی دونم از چیه (شاید داره سرما می خوره ) حدس می زنم از لثه هاش باشه فکر کنم لثه ها ش می خواره چون نسبت به قبل دستش رو میک نمی زنه دهانش روی انگشتش باز و بسته می کنه و قسمت خیلی دردناکش موقع شیر خوردن که حسابی اشک منو در می آره.
  • آب دهانش از همین الان راه افتاده
  • یه مسئله اینکه هنوز کاملا گردن نگرفته و هر موقع بغلش می کنم یا سرش رو می زاره روی شونه ام یا به طرفین آویزونه؟ چقدر دیگه طول می کشه تا بتونه کاملا گردنش رو نگه داره؟

 

 

 

/ 9 نظر / 13 بازدید
شیلا

گرچه رومینا هفته دیگه وارد ماه چهار میشه اما مشخصاتش عین محمد حسین هست اما بنظرم از ماههای قبل خیلی بهتر شدن حداقلش اینکه یکم تو جای خودشون سرگرم هستن و به ما کاری ندارن . من این روزها راحت تر به کارهام میرسم

زهره مامان زهرا

سلام خونه تکونی مبارک [گل]خسته نباشی حرص نخور درست میشه البته خودم هم تو همین روزها قراره یه خونه تکونی واقعی انجام بدم وحرص میخورم .منتها از دست ...که اینقدر امروز فردا میکنه [قهر] امیدوارم انتظار هر چه زودتر به سر بیاد [نیشخند] مراقب محمد حسین کوچولومون باش [ماچ][قلب][گل]

زهره مامان زهرا

[گل]راستی راجع به گردن گرفتن : مادر بزرگم میگفت از قسمت گردن گوشت بخور تا شیرت مقوی بشه وبچه گردن بگیره [چشمک]

سمیرا

سلام خانومی گل اصلا باورم نمی شه 4 ماه گذشته ماشاا.... بزرگ شده داره از آب و گل در میاد راحت می شی خدا راشکر راستی برنامه ات چیه می ری 2 ماه دیگه سرکار؟ داماد خوشگل منو ببوس

شیرین

ماشالله چه پسرت نازو قشنگ تر شده . دلم می خواد بخورمش . خدا براتون حفظش کنه . ممنون که به یادم هستی. [گل][گل]

لیلای منتظر

ققنوس جونم خوبی ؟ خیلی سرت شلوغه ها ؟ حتی کامنتهات رو هم تایید نمی کنی[ماچ]