نوکرم

سلام

می خوام اول با یه مقدمه ماجرای دیشب رو تعریف کنم

پدر و پسر خونه ما رابطه خیلی خوبی با هم دارن(البته خدا رو هزار بار شکر) بطوری که این پسر یه وقتهایی اصلا منو تحویل نمی گیره و همش آویزونه باباشه!

القصه - این پدر یه وقتهایی با این پسر، داش مشتی حرف می زنه!

نمونه اش- سر سفره شام هر کاری می کنم محمدحسین نمی یاد شام بخوره

باباش بهش می گه: پسر بیا دیگه، بیا شام بخور روشن شی!

پسر خونه ما هم می گه باشه و می آد می شینه شام می خورن (البته یه وقتهایی هم گوش نمی ده)

{البته خودم این مدل حرف زدن رو اصلا دوست ندارم ولی یه وقتهایی سعی می کنم گیر بهشون ندم}

حالا ماجرای دیشب

دیشب داشتم از سرخ کن استفاده می کردم

 این گل پسر هم اومد می خواست به من کمک کنه.

 مرغها رو دادم بهش دونه دونه ریخت توی سرخ کن

آخر کار بهش می گم خیلی ممنون دستت درد نکنه

می دونی در جواب بهم چی می گه

نــــــــــــــــــــــــــــــــوکرم

و من: تعجب 

اول از تعجب خندم گرفت، این شازده پسر وقتی دید من خندیدم چند بار پشت هم تکرار کرد.

نمی دونم کار درستی کردم یا نه ولی وقتی چندین بار تکرار کرد عصبانی شدم و گفتم: دوست ندارم اینطوری حرف بزنی

بچه ام اولش سرشو انداخت پایین بعد از چند لحظه گفت

باشه(با حالت مظلومانه بخونید) خواهش می کنم

دیکه حال منو تصور کنیداولش خجالت و بعدش ناراحت و در آخر سعی کردم از دلش در بیارم

بغلماچ

 









/ 15 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامانش

عجب[لبخند] منم دچار این حالت شدم اما بدتر چون محمد حسین ما با دایی بزرگش اینطوری حرف می زنن و من با برادر بزرگم یه حالت احترام و رودربایستی دارم و اصلاً نمی تونم باهاشون مخالفت کنم [سبز]

ندا مامان ستایش

نازی معمولا باباها به پسراشون از این حرفا یاد میدن ستایش که دختره گهگاهی این طوری داش مشتی حرف میزنه

مهرگان

ای وای امان از بچه ها/منم معتقدم اگر نباید حرفی بزنند یا کاری انجام بدن از اول باید بهشون گفت وگرنه فکر می کنند کار خوبی هست و تا بزرگ نشن متوجه بد بودن عمل نمیشن/ ولی خوب روش پدری رو پسندیدم یک موقع هایی انعطاف لازمه دیگه / ببوس گل پسر رو [بغل]

همراه با دوقلوها

سلام. تو وبتون يه گشتي زدم.مطالب خوب و جالب و پر باري داريد.استفاده كردم. منم 2 تا دختر دوقلوي 2 ساله دارم كه 19 دي تولدشونه و قراره وبشون رو بتركونيم .يه سري بهشون بزنيد خوشحال ميشيم.[قلب][گل][ماچ]

مامان عسل

امان از دست این باباها مامانی زیاد سخت نگیر به پسر کوچولوی ما ای ول مامان محمد حسین[شوخی]

شارلوت

سلام دوست عزیز خوشحال می شوم از بلاگ ما نیز دیدن فرمائید[گل] Charlotteiran.blogfa.com

لیلامامان مارتیا

ای جونم با این مدل حرف زدنش شاید بهتر باشه براش توضیح بدی

ماماننگین ونگار

سلام.ممنون از اینکه به ماسرزدید . این چند روز کلی عکس و مطلب جدید داریم. که سر بزنید خوشحال میشیم. آره بچه ها عاشق حرکات متفاوت هستن. دختر های منم با هر ادا و شکلکی غیر از روال معمول غذا میخورن.

بهمن

سلام خوب کسی که به مادرش میگه "نوکرم" که باید تشویق بشه [لبخند] اینقدر این خواهر زاده ما رو اذیت نکیند [لبخند] [لبخند][گل][گل]

مامان نگین و نگار

سلام گلم. ممنون که به ما سر زدی. رنگ قالبتون رو خیلی دوست دارم.خوشم اومد.[دست][گل]