شبی در پارک

سلام

 

محمد حسین پارک رو خیلی دوست داره هر موقع هم که می ریم پارک دلش می خواد با بچه های اونجا بازی کنه اما بچه های بزرگتر اینو هل می دن و تند و تند از پله های وسایل بازی بالا می رن، تا سمت بچه های کوچکتر که می ره مامانهای اونها به قول شیلا جون فکر می کنن الان بچه شون دچار استرس شده و نمی زارن محمد حسین سمت بچه شون بره

خلاصه اینکه ٢١ خرداد که روز پنج شنبه بود ساعت ١٠ شب من و محمد حسین و باباش با هم رفتیم پارک.

محمد حسین از اینکه آورده بودیمش پارک اینقدر ذوق می کرد که تند تند پشت سر هم می گفت پاک پاک پاک و بدو بدو به سمت زمین بازی رفت.

بقیه رو تصویری ببینید.

یکعاشق چرخ و فلک هر دفعه می بینه دو سه بار سوار می شه

دو

سه تند تند خودش پله ها رو می رفت بالا و اگر دستش رو می گرفتیم غر می زد

چهار

پنج بچه ها توی پارک هر کاری می کردند این هم دوست داشت همان کار رو انجام بده

شش اینجا همان دختر خانم عکس قبل از این پله ها رفت بالا و چون پسرم خودش نمی تونست این کار رو انجام بده اوجا وایساده و داره اونها رو می چرخونه(از این پله های گردون بود)

هفت اینجا بنده خدا باباش دستش افتاد از بس طرف دیگه اله کلنگ رو بالا و پایین برد و این پسر ما راضی نبود ازش پیاده بشه و همش می گفت با با با (یعنی باز هم )

هشت   

 

 

/ 8 نظر / 17 بازدید
صحبا

خدا نگه داره این پسر خوشگل و

عطیه

حسابی معلومه که دشاته بهش خوش میگذشته... همه بچه ها عاشق پارک و بالا و پایین کردن با وسایل اونن! حیف که اطراف ما پارک پزرگ کمه!

شیرین(باران رحمت)

قربونش برم...خوش به حالت خاله ...که اینقدر ذوق کردی... کاش منم کوچیک بودم و غصه روزگار رو نمی خوردم.

زهره مامان زهرا

[گل]سلام به به ققنوس جونم خوبی ؟ممنون که سر زدی .من که فعلا خیلی کم میام تو اینتر نت به خاطر همین متاسفانه زیاد از دوستای گلم خبر ندارم . خدائیش خیلی تعجب کردم وقتی عکسای آقا محمدحسین گل رو دیدم .هزار ماشا’الله واسه خودش مردی شده ها .ببوسش گل پسری رو [قلب] موفق باشی دوست گلم [گل]

افشین

برگه جریمه ؟؟؟ [گل] همیشه پیروز و سربلند خواهیم بود ، اگر یکدل و یک صدا باشیم. ------------------------------------- جاوید باد ایران زمین [گل]