سری چهارم

و آخرین سری عکسهای آذر ماه

 

 خونه مادر عروس هم دست بردار نیست

بهش می گم بسه دیگه خسته شدی قیافشو ببینید

دوباره رفته کنار عروس که داره می رقصه

حالا اومده پیش مامانی و باباش داره هنر نمایی می کنه

 

بندر انزلی

حسابی برای خودش بدوبدو کرد

بریم قایق سواری

اینجا اولش حسابی ترسید یه شکلات بهش دادند آروم شد و جلوشو نگاه می کرد

بازار ماهی فروش ها

داره چتر رو می چرخونه

/ 6 نظر / 6 بازدید
نازنین مامان راشا

می گم حسابی خوش گذشته ها. خدا رو شکر ایشالا همیشه عروسی. دست مامانیتم درد نکنه که عکسای خوشگلت رو نشونمون داد [ماچ]

مريسام

واي من قربونش برم[قلب][بغل][ماچ]

صدف

پس حسابی با وجود این جیگری پسر عروسی خوش گذشته ... همیشه به عروسی و سفر به همچین جاهای خوش آب و هوایی ... خدا نگهدار این خوشگل پسرتون باشه ... [ماچ][بغل][ماچ] به روزم ...[گل]

خانم جون

وای چقده عقب افتاده بودم ولی حسابی انرژی گرفتم[بغل] دعا کن من این جیگیلی رو نبینم اینقده اون لپاشو ماچ مالی میکنمممممممممممممممممممم[ماچ][ماچ][بغل][ماچ][پلک] چه کاپشن و شلوار خوشگلی هم داری میگماگه خودش داماد بشه میخواد چیکار کنه [خنده]تو عروسی که حسابی سنگ تموم گذاشت [بغل]