ماهی که گذشت

سلام به دوستان گلم قلب

این روزها از نظر روحی اصلا خوب نیستم اصلا حس نوشتن ندارم می خواستم امروز چند تا عکس بزارم که هنوز این محمد حسین خان اجازه ندادن عکسها رو توی کامپیوتر بریزم.

توی این مدت :

محمد حسین ٣ دندونه شد.ماچ

میز و صندلی و هر چی که دم دستش باشه می گیره و بلند می شه .

آروم آروم صندلی رو می گیره و راه می ره.

عقد کنان خاله اش برگزار شد.هورا

برای اولین بار سفر به شمال کشور رو تجربه کرد.

فعلا چیز دیگه ای یاد نیست به زودی با عکس بر میگردم.ماچبامن حرف نزن

/ 10 نظر / 10 بازدید
مريسام

عزيزم نبينم حال و حوصله نداشته باشي. عقدكنان خواهرت مبارك انشاالله كه خوشبخت بشن[قلب]

نازی

ای جانم .اولین قدمهاش مبارک[ماچ]

ری را

با وجود یه همچین بچه ی پر شور و هیجانی چرا ؟ خوش باشین در کنار هم . و با یک روز تاخیر روز مادر رو هم تبریک می گم . محمد حسین گل رو هم ببوس عزیزم .

ندامامان ستایش

سلام خوبید ما که موفق نشدیم عکسای محمد حسین خان رو ببینیم هر وقت عکس گذاشتید قبل از اینکه حذفش کنید خبر بدید ببینم

ممدو

سلام دوست عزیز ... از آشنایی با شما خوشحالم ... روز نوشته های جالب و در نوع خود کم نظیری دارید ... خوشحال میشوم به ما سری بزنید ... اگر با تبادل لینک موافقید خبرم کنید ... منتظرم دوست عزیز ... [گل][قلب][گل]

خانم جون

دندونات مبارک فسقلیه خوشگل[خنده] ایشالا عروسیه خودت[بغل][ماچ]

گوبولی

نبینم ناراحت باشی [ناراحت] مبارک دندون کوچولوی پسری. انشالله عروسی خود گل پسری.[ماچ]

مرمر

داشتم دیگه کم کم نگرانت میشدم