قلبسلام

یکشنبه 19/10/89 مرخصی گرفتم و موندم خونه.

دو تایی با محمد حسین خونه رو مرتب کردیم.

بعد رفتم از توی کمد جارو برقی رو آوردم و روشن کردم.

داشتم جارو می زدم که محمد حسین به من می گه:

مامان بلدی جارو بزنی؟؟

من: تعجب

(می دونید چرا اینو گفت چون روزهای تعطیل آقای همسر لطف می کنن و به من توی کارهای خونه کمک می کنه و یکی از کمکها جارو کردنه به خاطر همین این شازده فکر کرده چون بیشتر اوقات باباش جارو می زنه من بلد نیستم.)زبان

بعدش اومده نشسته روی جارو برقی و هر جا من می رفتم پاهاشو روی زمین می کشید و همراه جارو می اومد.

هر چند دقیقه یکبار هم می گقت:

مامان، مامان جونم همین فرمون خوبه! همین طوری بیام!

عزیز دلم یه وقتهایی وقتی می افتی روی دنده لجبازی واقعا از دستت کم می آرم اما به قول خودت اخش (عشق) منی.ماچقلب

/ 19 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صحبا

[قلب]

مامان امیرمهدی کوشمولو

شما هم اخش مايي خاله جون.. اونقده دوست داريم [بغل][قلب][بغل] خوب ماماني محمدحسين جونم راست ميگه، بلد نيستين بذارين واسه بابايي [چشمک][نیشخند] هميشه شاد باشين و در كنار هم .... [ماچ][ماچ]

مریم مامان رادمهر

امان از جاروبرقی .ما هم همین مشکلا رو داریم.مگه میذاره جارو بزنیم[کلافه][چشمک]

لیلا مامان مارتیا

[ماچ][بغل]

لیلا

[قلب]سلام من برگشتم

نگار

اتفاقی مطلبتون رو خوندم وظیفه خودم دونستم بگم یکی از خطرناکترین سموم گرد وخاکی است که هنگام جارو برقی کسیدن از کناره های جارو برقی بیرون میاد تو المان به دهن سگشون ماسک میزنن ودور نگهش میدارن اون وقت شما بچه رو نشوندی تا خوب از این سموم استفاده کنه